سرآغاز…

حمد و سپاس خدا را سزاست که قدرت بیان و توان کتابت را چون دو نعمت بزرگ الهی به انسان ارزانی داشت. همان خدایی که سرچشمه همه نعمت هاست، الرَّحْمَنُ، عطاکننده گرامی ترین نعمت به انسان، عَلَّمَ الْقُرْآنَ، خالق انسانی با قدرت نطق و بیان، خَلَقَ الاْءِنسَانَ، عَلَّمَهُ الْبَیانَ. پس آغاز می کنیم به نام او که خالق مُلک وجود است، اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ، خالقی که اشرف مخلوقات را از خون بسته ای آفرید، خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَق، به نام پروردگاری که نعمت بنده را فوق استحقاقش دهد، اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَم، رحیمی که قلم را دست بنده اش نهاد تا بنگارد، الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَم، آنچه را که نمی دانست و خدایش به او آموخت، عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ، هدایت گر بشریت را، همان قرآن را، آن که شایسته قسم خوردن است، ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ، چرا که بیان می کند آنچه که مایه هدایت انسان است، هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ.

ای خدای جهان آفرین، قلم را به دست بنده ات نهادی تا حروف را یک به یک به یکدیگر بچسباند و کلمه ای بنگارد همانگونه که تو خود گلبرگ ها را به هم چسباندی و گُلی آفریدی، کلمه ها را به دنبال هم قرار دهد تا جمله ای بر صفحه کاغذ نقش بندد همانگونه که تو خود، گل ها را کنار یکدیگر بر بستر خاک نهادی تا گلستانی حاصل آید، از آن جمله، مفهومی در ذهن نقش بندد، معطر کننده فضای تفکر آدمیت، همانگونه که تو به برکت وجود گلستانت، فضای آسمان را معطر نمودی، تا روح انسان اوج گیرد، به معراج رسد و ملحق به آن که از او آمده است که إنّا لله وإنّا إليهِ رَاجعُون.

پس دست دعا به سویت دراز می کنم که اگر مقدر فرموده ای تا کلامی از قلم این بنده درگاهت به گوش بندگانت رسد، فانوسی گردد راهنمای آنکه کشتی افکارش در تلاطم دریای علمش ره به سوی منزلی باید، که اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ، صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ.

پروردگارا بپذیر از ما، همانا تویی شنونده دانا

رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ

          ارسطو خلیلی فر————
بنیانگذار و مدیر مسئول انتشارات بابان

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

دوازده + شش =